![]() |
خوشا آندم که از دل مینویسم |
![]() |
| مرنجان دلم را که این مرغ وحشی ز بامی که برخاست مشکل نشیند |
|
محرم
|
|
رفتیم و رسیدم به جلوه گاه عشق
به قلب زمین جائی که خون برگزیده ترین خلق خدا را ریختند جائی که جلوه گاه عشق بود و ایثار هنگامی که بر فراز تل زینبه ایستادم اشک امانم را برید زینب جان به قربان دل مجروحت واقعا اسوه ی صبر و تقوائی وقتی بالای تل ایستادم یاد زینب آتشی در وجودم افروخت خواهری دلسوخته که از فراز دشت ریختن خون برادر را به نظاره نشسته وای بر آنانی که این دل را به خون کشیدند
من واقعا قادر نیستم تمام احساسات خودم را نسبت به اهل بیت بیان کنم زبانم قاصر و قلمم ناتوان است و نوشتن در مورد اینهمه شور و عشق واقعا کار من نیست
فقط از شما از عزیزانی که این نوشته را میخوانید خواهش میکنم برای شادی روح عبدالعزیز جوان ۲۴ ساله ای که در سفرم به عراق راهنمای ما بود و بعد از بازگشت ما از عراق در حمله ی وحشیانه ی آمریکا به کربلا به شهادت رسید فاتحه ای بخوانید عبدالعزیز همچون برادری دلسوز در تمام مدت سفر مراقب ما بود و فقط یک آرزو داشت که آنهم زیارت امام رضا (ع) بود قرار بود وقتی او به ایران آمد ما راهنمای او باشیم و با هم سفری به مشهد مقدس داشته باشیم که هرگز نصیبش نشد . دعا میکنم با شهدای کربلا محشور شود . |
|
2 نوشته شده در
جمعه 30 بهمن1383ساعت 12:14 توسط رز |
|
|
دل تار و پودش از آه است و رنگ و بویش از جنس دودی سرخ فام
|
|||
|
فام
|
|||
|
2 نوشته شده در
دوشنبه 26 بهمن1383ساعت 21:37 توسط رز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بگذار تا بطعنه بگویند مردمان
در گوش هم حکایت عشق مدام ما هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جریده ی عالم دوام ما |
| نوشته های پیشین |
|
84/04/01 - 84/04/31 84/03/01 - 84/03/31 84/02/01 - 84/02/31 84/01/01 - 84/01/31 83/12/01 - 83/12/30 83/11/01 - 83/11/30 |
| پیوندها |